سبد خرید 0

وبلاگ

روش کار تحلیل بنیادی

ارزشگذاری در بازارهای مختلف ملزم به

شناسایی دقیق مولفه‌های تاثیر گذار بر بازار.

شناسایی رفتار دولتمردان مرتبط در شرایط گوناگون.

شناسایی رفتار خریداران و فروشندگان و تاثیر آن بر عرضه و تقاضای کل بازار.

و سایر عوامل تاثیرگذار مرتبط در بازار می باشد.

روش بررسی بازار در تحلیل بنیادی:

در این روش به منظور تحلیل گزینه‌های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار می‌بایست به سه مرحله اساسی ذیل که ارکان اصلی تحلیل بنیادی است توجه کرد.

الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور.

ب – بررسی صنعت مورد نظر.

ج- تجزیه و تحلیل شرکت.

الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور.

در نظام کنونی اقتصاد جهانی، بورس اوراق بهادار نقش دماسنج اقتصادی را ایفاء می‌کند بنابراین وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور در زمان حال و آینده تاثیر بسزایی بر میزان سودآوری شرکتها خواهند داشت.

در تحلیل بنیادی نخست باید تغییر و تحولات اوضاع اقتصادی حال و جهت‌گیری‌های آینده آن به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند .

تحلیل بنیادی در گام اول به دنبال بررسی شاخص های کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، میزان تولیدات ملی، نرخ بهره، نرخ ارز ، نرخ بیکاری، نرخ رشد اقتصادی و سیاست‌های پولی و مالی دولت و سایر نهادهای تاثیر گذار است. تحلیلگر با بررسی آنها پیش‌بینی‌های دقیق‌تری از وضعیت بازار سهام و صنعت خاص به عمل می‌آورد. همچنین از دور نمای آینده سهام موجود در بازار مطلع می‌گردد.

ب – بررسی گروه یا صنعت مورد نظر:

دومین مرحله از تحلیل بنیادی بررسی وضعیت و موقعیت فعلی صنعت مورد نظر و روند رشد آن در آینده است. سهامداران و معامله‌گران برای شرکت‌هایی که در صنایع روبه رشد و سودآور فعالیت می‌کنند ارزش بیشتری قایل هستند.

عوامل مطلوب صنعت در این تحلیل عبارتند از:

ب – 1- تقاضای روبه رشد و فزاینده برای محصولات یا خدمات آن صنعت.

ب – 2- برخورداری از ویژگی ممتاز به گونه ای که محصولات مشابه خارجی یا رقیب تهدید جدی برای نفوذ در بازار داخلی نباشند . ویژگی ممتاز می‌تواند از نیروی کار ماهر و متخصص، اسم و رسم تجاری مناسب، فناوری پیشرفته تولید و سهم بازار در خور توجه ناشی شود.

ب – 3- محدود بودن کالاهای جانشین برای محصولات آن صنعت که در این حالت هر چقدر تعداد کالاهای جانشین محدودتر باشد موقعیت بازاری آن صنعت، مطلوب‌تر خواهد بود .

ب-4- دخالت محدود ارگان‌های تصمیم گیرنده دولتی در تعیین قیمت محصولات صنعت و کم و کیف فعالیت آنها یک عامل مثبت تلقی می‌گردد زیرا مداخله نهادهای دولتی در فعالیت شرکت‌ها و اتخاذ تصمیمات اثرگذار توسط آنها موجبات تضعیف حیطه عملکرد مدیریت و نوسانات حاد قیمت سهام و بازده شرکت را فراهم می آورد .

ب-5- استراتژیک بودن محصولات صنعت و نیز فشردگی بازار صنعت مورد نظر در بعضی موارد باعث می‌گردد که رقبای جدید به آسانی وارد آن صنعت نگردند و بازار صنعت دستخوش نوسانات ناشی از ورود آنها قرار نگیرد .

ادامه ویدیوی تحلیل تکنیکال

مدت زمان این ویدیو 40 دقیقه است و در آن به بررسی تحلیل تکنیکال پرداخته شده است

ج- بررسی شرکت یا تجزیه و تحلیل شرکت:

در مرحله سوم تحلیل بنیادین، تحلیل‌گر بازار سرمایه بعد از انتخاب صنعت مناسب بایستی شرکتی را از میان شرکت‌های موجود در آن صنعت با توجه به معیارهای زیر انتخاب نماید .

ج-1- موقعیت رقابتی برتر شرکت: در هر صنعتی شاید ده‌ها شرکت و موسسه به فعالیت بپردازند لیکن ممکن است تنها چند شرکت موفقیت چشمگیری در بازار داشته باشند بررسی موقعیت رقابتی شامل میزان فروش و نرخ رشد آن، سهم بازار شرکت از صنعت، کیفیت محصولات یا خدمات و تمایز آنها و سایر عوامل خاص رقابتی می باشد.

ج-2- کیفیت عملکرد مدیریت شرکت: از آنجا که موقعیت هر شرکت وابسته به قابلیت‌ها و توانایی‌های مدیریت آن است لذا بایستی در وهله اول به خصوصیات و ویژگی‌های مدیران آن شرکت همانند تجربه، تحصیلات، موفقیت‌های قبلی نوآوری، ابتکارات و جدیت و تلاش آنها توجه نمود.

در وهله دوم کارایی مدیریت در اداره دارائی‌ها، تولید، فروش محصولات، به خدمت گرفتن فناوری جدید وعرضه محصولات جدید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

ج-3- بررسی موقعیت مالی شرکت از قبیل نسبت‌های سود آوری، بدهی، کارایی و نقدینگی و مقایسه آن با گذشته شرکت و رقباء موجود در صنعت است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که تحلیل بنیادی از توان بالقوه‌ای برای تشخیص وضعیت کلان اقتصاد حاکم برخوردار است و تغییر و تحولات جاری شرکتها را به خوبی در تیررس نگاه خود قرار میدهد. مزیت اصلی تحلیل بنیادی کاربرد فراوان‌اش در سرمایه گذاری‌های میان مدت و بلند مدت است.

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

2 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

Call Now Button